او در 26 ژوئن 1244م‌/ 15 محرم 642 ه ق در خانواده‌اي از طبقه‌ٴ متوسط به دنيا آمد. شاگرد علي بن انجب ساعي بغدادي (1197 ـ 1275)، كتاب‌دار خليفه مستنصر (خلافت 1226 ـ 1242) بود. در زمان يورش هلاكو به بغداد در سال 1258 اسير شد. در آن زمان بيش از 14 سال‌ نداشت‌. او را به آذربايجان فرستادند. نصيرالدين طوسي (سيزدهم ـ 2)، آزادش ساخت و به‌ خدمت خويش درآورد. او 13 سال در مراغه به سر برد و كتاب‌دار رصدخانه‌ٴ مراغه شد. نمي‌دانيم كار كتاب‌داري او پيش از مرگ نصيرالدين (در 1274م‌/ 672 ه ق‌) يا پس از آن خاتمه‌ يافت‌. در صورت اخير او شاهد آخرين روزهاي عمر آن موٴسسه بوده است‌، كه بيش از فرزندان‌ نصيرالدين نپاييد. او سرانجام به زادگاهش بغداد بازگشت و كار تحقيق و تأليف را دنبال كرد تا در 12 ژانويه‌ٴ 1323 م / 3 محرم 723 ه.ق درگذشت‌. او چند تاريخ به زبان عربي نوشت‌:
1. الحوادث الجامعة والتجارب النافعة من المائة السابعة، راجع به آخرين روزهاي خلافت‌ عباسي و استيلاي مغول تا سال 1300.
2. مجمع الآداب في معجم الاسماء [علي معجم‌] الالقاب‌، كه نوعي فرهنگ تراجم در 50 جلد است‌، كه تنها يك مجلد آن (ع تا ق‌) باقي است‌. نسخه‌ٴ خط موٴلف در كتاب‌خانه‌ٴ ظاهريه‌ٴ دمشق‌).1
3. مختصر اخبار الخلفأ العباسيه‌. داستان‌هايي درباره‌ٴ خلفاي عباسي‌، كه ذيلي است بر كتاب‌ مشابهي از استادش ابن ساعي‌، كه خود آن ذيل بر كامل ابن اثير (سيزدهم ـ 1) بوده است‌. در كتاب‌خانه‌ٴ ملي پاريس بخشي از كامل ابن اثير به خط ابن‌الفوطي موجود است‌.
او موٴلف چندين اثر تاريخي و فلسفي بوده كه ظاهراً همگي از ميان رفته‌اند.
او بيش‌از موٴلف‌، واقعه‌نويس و حكايت‌نويس بوده‌، ولي آثارش داراي ارزش زيادي است‌، زيرا از شاهدان عرب حمله‌ٴ مغول به عراق و ايران آثار كمي به‌دست ما رسيده است‌. وي شاهد حوادث هولناك روزگار هلاكو بوده‌، با نخستين فرمان‌روايان مغولي آشنا شده و سپس هنگامي‌ كه خشونت مغولي براثر اسلام تعديل گشته بود، با مغولان متمدن‌تر بعدي از ارغون تا ابوسعيد دمخور شده است‌.

4. ايـران (تاريخ‌هـاي فـارسـي‌)

رشيـدالـديـن‌

پزشك‌، مورخ و حامي علم‌. كه به فارسي و عربي مي‌نوشت (1247 ـ 1318م‌/ 647 ـ 718 ه ق‌).


1. چيزي از اين كتاب يافت نشده است‌، بلكه دو جزء از تلخيص اين كتاب به خط خود ابن فوطي در دست است‌. قسمتي از آن‌كه جزء چهارم تلخيص است در كتاب‌خانه ظاهريه‌ٴ دمشق وجود دارد و جزء بعدي آن مشتمل بر القاب آغازشونده با حروف ك‌، ل‌، م در لاهور موجود است‌.(دايرةالمعارف بزرگ اسلامي‌، ج 4، ص 425).